آخيش

بالاخره موفق شدم الان حدو يک ساعتی ميشه که ميخوام وارد سايت بشم ولی       همه اش پيام خطا ميداد ولی بالاخره موفق شدم . 

اينقدر خسته شدهام که ديگه اصلا يادم رفت چی ميخواستم بنويسم.

تا حالا فکر کردهايد که اگر پزشکان در اين دنيا نبودند زندگی چقدر بد ميشد.هميشه ميبايست نگران کسانی که دوستشون داشتيم ميبوديم چون اگه يه روزی مريض ميشدند ديگه بايد باهاشون خداحافظی می کرديم وديدارمون به جهان ديگه موکول ميشد.

حتما الان پيش خودتون ميگيد دارم پرت و پلا ميگم ولی خوب در زمانهای قديم دنيا همين جوری بوده است و با کوچکترين بيماری فاتحه فرد خوانده ميشد.

البته فکر نکنيد منظورم عصر حجر است نه منظورم همين ۱۰۰ -۲۰۰سال پيش است .

ولی خوب الان اينقدر علم پزشکی پيشرفت کرده است که ميتونيم با خيال راحت مريض بشيم  

نه شوخی کردم خدا کنه هميشه سالم و سرحال باشيد

اين هم يک شعر با حال برای خانم دکترها

دکتر چه مهربونه

درد منو ميدونه

با شوخی و با خنده

زخم منو ميبنده

.........................

ببخشيد بقيه اش يادم رفته

بهتره تا بيشتر از اين سه نشده برم

خدا پشت و پناهتان بدرود