خيلی عصبانی ام

آخه يک آدم بيسواد معتاد که خودش هيچی بلد نيست شده رزيدنت و همه اش از من ايراد ميگيره

يکی ميخواد بگه آخه اگه تو بيل زنی باغچه خودت را بيل بزن. اينقدر بيسواد ه که حتی فرق دوتا بيماری ساده را هم نميدونه .همين هفته پيش به خاطر بيسواديش يک بچه معصوم ۱۰ ساله را به کشتن داد و از من هم ميخواست که به همه بگم که مريض وقتی اومده بيمارستان ديگه داشته ميمرده و ما هر کاری کرديم نتوانستيم نجاتش بدهيم

ولی خوب چون من از دروغ بدم مياد حقيقت را گفتم و حالا به خون من تشنه است و همه اش از من ايراد ميگيره. يکی بايد به اين آقا بگه تو خودت سر تا پا ايرادی

از شانس بد هم تمام کشيک های من با اين آدم عوضی و نفهم است.

خدايا چه جوری بايد ۳ ماه تحمل کنم

دوستان عزيزم برام دعا کنيد که به خير و خوشی اين بخش اطفال تموم بشه