اي ماه ارام ارام بر حال من گريه کن واي ستارگان او را دلداري دهيد چون او درد جدائي را کشيده است


اي اسمان اشک مريز زيرا او در پناه تو خفته است


اي نسيم بهاري اهسته بوز زيرا او به خواب ناز فرو رفته است

اي برگهاي زمردين رقص و پايکوبي بس است.مي ترسم او بيدار شود

و آه اي بلبل خوش نوا ارام ارام نغمه سرده تا او هوشيار نشود

و تو اي طبيعت زيبا و غم انگيزکه زيبائي خود را از او گرفتي اغوش بگشا و دلداده من را در بر گير.

آه اي خانه تاريک گور من اندوه مخور بسويت خواهم امد و تو دروازه اي براي من ميشوي

دروازه اي بسوي دلبر

آه چه زيباست لحظه وصال و ديدار دوباره

و تو اي يار هميشگي من زير اسمان پر ستاره بخواب

فقط به اسمان نگاه کن و در ميان ستارگان غروب ستاره  يارت رو نگاه کن

اي زمين اورا ارام در بر گير و نوازش ده که مبادا اذيت شود

اي زيبا يار من

ازتوميخواهم منتظر بماني

ميدانم انتظار سخت است ولي تحمل کن

همان طور که من به عشق ديدار تو تحمل ميکنم

اي خداي من از او مراقبت کن  ودر پناه خويش جاي ده

زيرا او امانت من در دست توست