گلی گم کرده ام میجویم او را        به هر گل می رسم میبویم او را

با من امشب چیزی از رفتن نگو

نه ...نگو ...

از این سفر با من نگو...

من به پایان می رسم از کوچ تو

با من از آغاز این مردن نگو...

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت...

کاش می شد از تو بود و تا تو بود...

کاش می شد در تو گم شد از همه...

کاش می شد تا همیشه با تو بود...

کاش فردا را کسی پنهان کند ...

لحظه را در لحظه سرگردان کند...

کاش ساعت را بمیراند به خواب...

ماه را بر شاخه آویزان کند...

میروی تا قصه را غمنامه تدفین گل...

میروی تا واژه را باران خاکستر کنی...

ثانیه تا ثانیه پلواره ویران شدن...

میروی تا بخشی از جان مرا پر پر کنی...

با من امشب چیزی از رفتن نگو..

نه نگو از این سفربا من نگو...

من به پایان می رسم از کوچ تو با من از آغاز این مردن نگو.....