خيلی خيلی ناراحتم

آخه اين هم شد زندگی . توی اين کشور به درد نخور در پيت واقعا هيچ برنامه ای نميشه ريخت . حتی برای يک ثانيه ديگه هم نميدونی چه اتفاقی ميفته

خيلی عصبا نيم

با کلی اميد و آرزو ميخواستم آخر هفته برم خونه ولی چی شد گند خورد توی همه چی

مثلا اينجا دانشگاهه ولی خدا وکيلی از سال اول از روز ثبت نام هم همه چيز خر تو خر بود. يک روز نشد که امتحان سر وقت خودش برگزار بشه. از سال اول هر روز به فکراين بوديم که امتحان چه روزی باشه. اگه فلان روز باشه کی بريم خونه اگه عقب بيفته بدون بليط ميمونيم اگه اگه اگه

واقعا خسته شدم

وقتی آدم در مورد دانشگاههای خارجی ميشنوه واقعا کيف ميکنه چه کلاسهايی چه اساتيدی همه تميز اطو کشيده کروات زده آدم ميبيندشون حظ ميکنه

ولی استادهای ما شلوارش را از روزی که خريده نه شسته نه اطو زده. موهاش را هم که حال نداشته شونه کنه يک کپه ريش هم به نشانه تدين گذاشته. يا بوی گند عرق ميده يا هم اگه خيلی مومن باشه بوی مطبوع گلاب

چون اکثرا هم با سهميه شاهد و ايثارگر و جانبازو غيره و غيره قبول شدند و شدند استاد دانشگاه سوادشان هم در حد بقال سر کوچه هم نيست اکثرا هم همان لهجه دهاتی مادرزاديشان را حفظ کرده اند

بله اين شد يک دانشگاه در کشور جمهوری اسلامی .

دانشگاه دولتيش که اينجوری باشه خدا به داد برسه دانشگاه پيام نور و غير انتفاعی و آزادو ...

اين شد دانشگاه اميد و آرزوی جوانهای ايرونی اين همه استرس و سختی و بدبختی بکشی تا وارد دانشگاه بشی بعد اينجوری بشه

تازه يادم رفت يک چيزی رو بگم اسا تيد خارجی در دستشان labtop دارند اساتيد گرانقدر ما تسبيح . آنجا هر روز کنگره و کنفرانس تشکيل ميشود در کشور ما جلسه قران جلسه بصيرت گراميداشت روز بسيج سالروز شهدای گمنام ووو

که البته تمام اينها برای آقا يا خانم دکتر يعنی استاد دانشگاه امتياز ويژه دارد

خيلی دلم پره اگه ميتونستم حتما اين دانشگاه را آتش ميزدم تا همه از دستش راحت بشند . زلزله هم نمياد خرابش کنه

شما را هم ناراحت کردم ولی خوب بايد اين حرفها را ميزدم وگرنه ميترکيدم

البته هنوز هم ناراحتم .به اميد روز آزادی کشور عزيزمان ايران خوب از دست اين احمقهای به اصطلاح مسلمان آمين

در پناه دادار پاک